بیت کوین را چه کسی ساخت؟

پس از گذشت ۱۰ سال از اولین روزی که بیت کوین معرفی شد، هنوز هیچ شخص یا موسسه ای به صورت رسمی به عنوان خالق این پول ارزشمند دیجیتالی معرفی نشده است. بیت کوین همان پولی است که پس از آمدنش طوفانی را در عرصه معاملات دیجیتالی به راه انداخت و اکنون آنقدر محبوب گردیده که دولت های سراسر دنیا به فعالیت این ارز در کنار ارزهای سنتی فکر می کنند.

بیت کوین

ساتوشی مرموز، اولین و بهترین گزینه برای طراحی بیت کوین

در همان روزهای نخست پس از معرفی بیت کوین شخصی به نام ساتوشی ناکاموتو با انتشار ایمیل ها و اسنادی در خصوص ماهیت بیت کوین اذهان عمومی سراسر دنیا را به عنوان اینکه وی طراح و ابداع کننده بیت کوین است معطوف نمود. دلیل اصلی معرفی این شخص انتشار فهرستی از ایمیل های رمزنگاری شده بود که سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ منتشر می‌شد و گزارش های کلی در خصوص کار بر روی پروژه بیت کوین را معرفی نمود. بعد از سال ۲۰۱۱ وی با ارسال ایمیل مدعی شد که دیگر روی پروژه بیت کوین کار نمی کند و مشغول به ساخت پروژه های دیگری است. بعد از این تاریخ و در این اثنا افراد زیادی سعی در پیدا نمودن خالق این ارز مهم دیجیتالی کردند. کمپین ها و گروه هایی از علاقه‌مندان و همچنین اقتصاد دانان دنیا تلاش بسیار زیادی در پی یافتن خالق بیت کوین انجام دادند.

بیت کوین

اگر ساتوشی نبود، پس چه کسی می توانست؟

در سال ۲۰۱۶ بود که یک گزارش در بی بی سی پخش شد که در آن اذعان می نمود که فردی به نام کرگ رایت که یک دانشمند استرالیایی است با انتشار تعدادی مدرک خود را به عنوان طراح و خالق بیت کوین معرفی نموده است. مدارکی که شاید در روزهای اولیه این ادعا ارزش شنیدن و فکر کردن روی این ادعا را داشت؛ اما وی پس از گذشت مدتی اعلام نمود که جسارت و شجاعت معرفی خود را به عنوان خالقی بیت کوین در زمان فعلی را ندارد. یکی دیگر از فرضیه هایی که در رابطه با خالق این ارز دیجیتالی توسط یکی از کارمندان موسسه اسپیس ایکس مطرح گردید این بود که مدیر این مجموعه یعنی ایلان ماسک خالق این ارز دیجیتالی است. کسی که با دانش فناوری های نوین، دانش اقتصادی بالا و در اختیار داشتن ابزارهای جدید به علاوه استفاده از یک گروه خبره در کنار خود می توانست گزینه بسیار مطلوبی برای معرفی عنوان خالق بیت کوین باشد. ادعایی که ایلان ماسک شخصاً آن را تکذیب نموده است.

بالاخره سازنده این ارز پیدا می شود؟

کارشناسان متعددی که بر روی ساختار طراحی این ارز دیجیتالی کار کرده اند معتقدند که این محصول جوهره ذهن یک گروه برنامه نویسی حرفه ای است و قاعدتاً نمی تواند توسط یک فرد خاص طراحی گردیده باشد.

بیت کوین

آنچه جالب است این است که این ارز دیجیتالی که با ماهیت طراحی خود و عدم وابستگی به یک ساختار مرکزی مانند بانک به عنوان پشتیبانی کننده آن و نیز امکان معامله مستقیم به این افراد، محدودیت‌های پول های سنتی را از میان برداشته است، دلیلی را ایجاد کرده است که افراد زیادی در سراسر دنیا علاقه‌مند باشند که طراح اصلی این ارز دیجیتالی را بشناسند زیرا این ارز دیجیتالی که در بدو تولد خود ارزش پایینی داشت اکنون در زمره واحد های دیجیتالی چند ده هزار دلاری است. سازنده این ارز دیجیتالی هر کس که باشد تاکنون توانسته است سهم ۴۷ درصدی از کل بیت کوین های موجود در دنیا را در اختیار داشته باشد و این مورد را در ذهن تداعی کند که اگر این فرد تصمیم بگیرد که پول خود را وارد بازار کنند همه چیز این بازار را به چالش خواهد کشید.

کمپین های زیادی در سراسر دنیا با جوایز متعددی سعی کردند که خالق اصلی بیت کوین را پیدا کنند موضوعی که تاکنون محقق نگردیده است.

ایلان ماسک، کاریزماتیک فضایی

ایلان ماسک یکی از رویاپردازترین کارآفرینان حال حاضر جهان است که با هوش بالای فنی و مالی خود توانست ۳ شرکت با ارزشی بیش از ۱ میلیارد به نام پی پال، اسپیس ایکس و تسلا موتور را ایجاد کند. خلاقیت به همراه زکاوت و سخت کوشی از او شخصیت محبوبی ساخت است. بسیاری شخصیت او را همانند استیو جابز می‌شمارند، سروش سیما در این مقاله به بررسی زندگی او و موشکافی شخصیتش می‌پردازد:

داستان زندگی ایلان ماسک

ایلان ماسک در سال ۱۹۷۱ در آفریقای جنوبی به دنیا آمد. پدرش مهندس برق بود و همین عامل سبب شد که زمینه برای علاقه به تکنولوژی برای او فراهم شود. ماسک در سن ۱۰ سالگی و پس از آشنایی با کامپیوتر Commodore VIC-20 متوجه شد که به کامپیوتر و برنامه‌نویسی علاقه دارد. او سپس به‌صورت خودآموز به یادگیری برنامه‌نویسی روی آورد و در سن ۱۲ سالگی اولین بازی ویدئویی خود را که با زبان بیسیک نوشت. علاوه بر علاقه‌ی فراوان به تکنولوژی و برنامه‌نویسی، ماسک از همان کودکی یک تاجر بالقوه نیز بود. او با ایده‌های تجاری جذاب خود، چندین بار برادر، خواهر و پسرعموهایش را به کارهایی مانند «فروش تخم‌مرغ عید پاک» در محله‌شان گماشته بود و از این طریق به‌نوعی از آن‌ها برای کسب درآمد استفاده می‌کرد.

عشق او به تکنولوژی از کودکی او را وادار می‌کرد صرفه‌جویی کند و با جمع‌کردن پول‌توجیبی برای خود یک کامپیوتر شخصی بخرد. شرایط نوجوانی او در آفریقای جنوبی ناپایدار بود، در دهه ۷۰، آپارتایدها در دولت بودند، علی‌رغم اینکه‌ اومخالف آن‌ها بود بازهم مورد آزار سیاه‌پوستان قرار می‌گرفت. در ۱۷ سالگی برای اینکه سربازی نرود مجبور به مهاجرت شد تا در کانادا زندگی بهتری داشته باشد، او دقیقاً مانند یک شطرنج‌باز افکار خود را تنظیم می‌کرد، حرکات آینده زندگی خود را با طور دقیق و ریسک سنجانه پیش‌بینی می‌کرد و سپس در کانادا زندگی مستقلی از سر گرفت و در دبیرستان اقتصاد خواند، با شرایط سخت اقتصادی و دوری از خانواده همچنان در رویاهای خود غرق بود، سپس از دانشگاه پنسیلوانیا بورسیه اقتصاد گرفت و بعد از لیسانس به‌سرعت در استنفورد به دنبال علاقه ذاتیش یعنی فیزیک رفت، تحصیل در استنفورد برای او فوق‌العاده بود، استنفورد در قلب تکنولوژی جهان، یعنی سیلیکون ولی زندگی کرد، پس تجارت تکنولوژی جهان او را در خود عاشقانه غرق کرد.

ایلان ماسک، کاریزماتیک فضایی

حباب دات کام و فرصت طلبی ایلان ماسک

ایلان ماسک، با هوشمندی تمام فهمید باید استنفورد را رها کند و فرصت آموختن از سیلیکون را ۱ ثانیه از دست ندهد.اولین پروژه‌ در دهه ۹۰، دهه به‌اصطلاح حباب.com بسیاری از جوانانان باهوش به فکر کسب درآمد از اینترنت بودند، اما ایلان ماسک دنبال میلیونر شدن نبود، او به دنبال تحقق رؤیاهای فضایش وزندگی در مریخ بود، ایلان ماسک در سن ۲۴ سالگی، به همراه برادرش و سرمایه‌ای که از طرف پدر به آن‌ها داده بود، شرکت نرم‌افزاری و اینترنتی Zip2 با ۲۸ هزار دلار تأسیس کرد. آن‌ها خدمات اینترنتی به نام «City Guid» به روزنامه‌های صنعت چاپ ارائه می‌دادند؛ و با برند روزنامه‌های چون نیویورک‌تایمز و شیکاگو تریبیون همکاری موفقیت‌آمیزی داشتند. بعد از یک رشد عالی ایلان ماسک به همراه هیئت‌مدیره این شرکت را فروختند.

ایلان ماسک فهمید بانک‌ها همانند یک لاک‌پشت به‌ کندی حرکت می‌کندند و با سوارشدن بر خرگوش پرسرعت اینترنت تبادلات مالی سریع ترانجام دهد، بنابراین از طریق ایمیل به‌ راحتی می‌توانستند تبادل مالی کنند، در همین راستا در سال ۱۹۹۹ ایلان ماسک با سرمایه ۱۰ میلیون دلاری، شرکت X.com را راه به اندازد که یک سال بعد و با ادغام با Confinity به سرویس درگاه الکترونیکی به PayPal تبدیل شد. پس اینکه شرکت اینترنتی و قدرتمند ای بی را به مبلغ ۱٫۵ میلیارد دلار خرید و ایلان ماسک صاحب ۱۶۵ میلیون دلار شد تا پس‌ازآن به دنبال پروزه‌های رؤیایی خود، یعنی پروژه‌های فضایی برود. سال ۲۰۰۱ آغازی برای پروژه‌های فضایی خود بود تا برای پروژه‌های فضایی خود، تعدادی موشک قاره‌پیما بخرند، اما با تمسخر روس‌ها روبرو شدند و از این کار دست کشیدند.

رویاهای ماسک با اسپیس ایکس به حقیقت پیوست

ایلان ماسک به همراه مایک گریفین که تجربه کار در ناسا را داشت، تصمیم گرفت خودش شرکتی برای تولید موشک‌های ارزان‌قیمت تأسیس کند و این‌گونه بود که سومین شرکت ماسک بانام «Space Exploration Technologies Corporation» یا به‌اختصار SpaceX، تأسیس شد.

او با زیرکی و علم بالا، سود فوق‌العاده‌ای از این شرکت کسب کرد و توانست با تأسیس جز ثروتمندترین کارآفرینان دنیا شود، آنچه ستایش‌ها را برمی‌انگیزد توانایی مهندسی نرم‌افزار و طراحی ماژولار فوق‌العاده‌ای بود که این موشک‌ها داشتند و با ارزان‌ترین مواد اولیه توانستند کاربردی‌ترین موشک‌ها را بسازند و به حاشیه سود ۷۰ درصدی برسند. اسپیس ایکس با سرمایه‌گذاری شخصی انجام شد.

ایلان ماسک، کاریزماتیک فضایی

اسپیس ایکس با رشد فزایی توانست در سال ۲۰۰۸ با عقد قراردادی ۱٫۶ میلیارد دلاری، وظیفه ارسال محوله‌های متعدد را به ایستگاه‌های فضایی ببرد. موشک اسپیس ایکس، به نام فالگون اولین موشکی است که در سال ۲۰۰۸ توانست ماهواره را در مدار زمین قرار دهد، از سال ۲۰۱۲، فضاپیمای دراگون این شرکت به‌عنوان یک شرکت خصوصی ایستگاه فضایی بین‌المللی متصل شدند.

سیاست‌های موفقیت تسلا

تسلاموتور محصول همکاری مارتین ابرهارد و مارک ترپنینگ در سال ۲۰۰۳ شروع به ساخت خودروهای برقی کرده است. بعدها در سال ۲۰۰۴ ماسک به‌عنوان طراح به آن‌ها پیوست وکم کم نقش او پررنگ شد.

ماسک با در اختیار داشتن حدود ۲۸.۹ میلیون سهم در تسلا، ۲۲ درصد سهام این شرکت را به خود اختصاص داده است و تنها حقوق ۱ دلار درسال از این شرکت دریافت می‌کند

سیاست‌های تسلا برای موفقیت بسیار ساده و کارآمد است، زیر ایلان ماسک به‌خوبی می‌دانست صنعت خودرو بسیار پر چالش است و ممکن دچار شکست اقتصادی شود. البته که خودروهای برقی مزیت محسوب می‌شدند اما لازم بود پیش‌بینی‌های لازم در صورت چالش انجام شود.

تسلا

سیاست‌های ایلان ماسک برای موفقیت تسلا به شرح زیر است:

  1. فناوری قدرتمند

تمامی محصولات تسلا آن‌قدر قدرتمند و بر مبنای تکنولوژی هستند که شرکت‌های خودروسازی دیگر قطعات خود را از آن تهیه کنند. مرسدس بنز از ماشین قدرت تسلا استفاده می‌کند. جنرال موتورز حتی یک گروه کاری ایجاد کرده است که حرکات بعدی تسلا را دنبال کنند. خودروهای او با آلایندگی صفر هستند.

اما بزرگ‌ترین دستاورد فناوری تسلاموتورز در ادغام اجزا بسیار به یک محصول برتر است به‌طوری‌که سدان اس تسلا به‌عنوان خودروی برتر سال بارها برگزیده‌شده است.

۲٫ فرصت‌طلب

ایلان ماسک یک نابغه ذاتی ارزیابی فرصت‌هاست و به‌خوبی می‌داند که در کدام موقعیت کدامین مهره را حرکت دهد، سال ۲۰۱۰ یک وام ۴۰۰ میلیون دلاری از دولت آمریکا توانست بگیرد هنگامی‌که انرژی پاک از سیاست‌های حمایتی دولت بود. وامی که قبل از آن و بعدازآن به‌هیچ‌وجه رخ نداده بود.

  1. هدف قرار دادن هوشمندانه بخش کوچکی از بازار

تسلا موتورز زمانی کار را شروع کرد که خودروهای برقی سهم کمی در بازار داشتند، بنابراین امکان تحقیق و توسعه برای زمان بسیاری برای آن‌ها بود و توانستند سهم خود را ب با رقبای کم ه راحتی گسترش در سال وارد بازار خودروهای لوکس شوند.

  1. توزیع یکپارچه:

ایلان ماسک هرگز به سیستم توزیع سنتی اکتفا نکرد، سیستم یکپارچگی عمودی را در پیش گرفت و توانست به بازارهای مختلفی نفوز کند.

شخصیت محبوب ایلان ماسک با جذابیت‌های کاریزماتیک

ایلان ماسک شخصیت متفاوتی دارد، او به همه موارد مثبت برای رشد شخصیتی و موفقیتی بسیار اهمیت می‌دهد.

شخصیت ایلان ماسک آن‌قدر ویژه است که در سال ۲۰۰۳ وقتی جان فاورو فیلم مرد آهنی ۲ را ساخت، شخصیت تونی شخصیت تونی استارک (میلیاردر نابغه‌ی داستان مرد آهنی، با بازی رابرت دامنی جونی‌تر) از ایلان ماسک الهام گرفته‌شده است. ایلان ماسک حتی در این فیلم حضور کوتاهی در نقش خودش نیز داشته است.

او آینده ایکس باکس را فرستادن در سال ۲۰۲۴، انسان‌ها را به مریخ می‌فرستند و معتقد است که مریخ، سیاره‌ای که احتمالاً زیستگاه بعدی انسان‌ها خواهد بود.

اگر هم چیزها آن‌طور که فکرش را می‌کنیم پیش نرود، مریخ مکان مناسبی برای مردن است. مرگ اجتناب‌ناپذیر است و ماسک انتخاب خودش را کرده است، او مردن در مریخ را به زمین ترجیح می‌دهد.

ایلان ماسک، کاریزماتیک فضایی

عمل‌گرایی ایلان ماسک

ایلان ماسک بسیار جاه‌طلب و رؤیایی و بلندپرواز است، رؤیاهای او با عمل‌گرایی فوق‌العاده و اطمینان خاطر برای درستی انجام کار است که معنی پیدا می‌کند.

در اواخر سال ۲۰۱۲ او به اسپیس دات کام گفت که اسپیس اکس می‌خواهد به برنامه‌ای برای برپایی یک مجموعه‌ی ۸۰۰۰۰ نفری انسانی خودمختار در سیاره‌ی مریخ کمک کند. در ماه دسامبر او به مجله‌ی اسمیتسونیان گفت: «دغدغه‌ی من مسائل اقتصادی نیست. بلکه دغدغه‌ی من حل مشکلات آینده‌ی بشریت است.»

هوش فوق العاده و اهمیت تبادل تجربیات

ایلان ماسک سریع یاد می‌گیرد و مهم‌تر از آنکه افرادی را دور خود جمع کرده که هوش بالایی دارند و بااستعداد فوق‌العاده تجربیات خود را به هم منتقل می‌کنند و مجموعه از تخصص‌های مختلف گرد هم آمده‌اندایلان ماسک در این مورد استعداد کارکنان چنین اظهارنظری دارد:

تعدد افراد نمی‌تواند جایگزین استعداد دررسیدن به پاسخ‌های درست شود (دونفری که چیزی نمی‌دانند، بهتر از یک نفر نیستند) این افزایش افراد سرعت پیشرفت را پایین می‌آورد و هزینه‌ها را به طرز چشمگیری افزایش می‌دهد.

کارکنان ایلان ماسک با استعدادترین افراد سیلیکون ولی هستند؛ بنابراین با سرعت فزاینده در حال رشد هستند، چراکه اهمیت هم‌افزایی نیروی انسانی را در شرکت خود دریافتند. ایلان ماسک ساعت‌های طولانی در کنار کارکناش می‌ماند و با خوش اخلاقی، از آنان حمایت می‌کند. ماسک در همدردی و همدلی منحصربه‌فرد است. او انسان را به‌عنوان یک کل و مجموعه کامل در نظر می‌گرفت بدون آنکه بخواهد نیازها و خواسته‌های آنان را بداند.

ایلان ماسک، کاریزماتیک فضایی

تفکرات ایلان ماسک، در مورد صرفه‌جویی در وقت

ایلان ماسک به بهره‌برداری زمان معروف است، او هرگز زمانش را تلف نمی‌کند برای مثال برگزاری بسیاری از جلسات را غیرضروری می‌داند؛ بنابراین زمانی که بتوان در زد و سؤال پرسید، ملاقات داشتن زیاد معنا ندارد.

بین ۸۰ تا ۱۰۰ ساعت در هفته کار می‌کند و همیشه تلفنش در دسترس همگی است و در عرض ۵ دقیقه ناهار می‌خورد.

نظر ایلان ماسک در موردانتقاد

ایلان ماسک می‌گوید: شما همیشه می‌خواهید درباره بهترین کاری که می‌توانید انجام دهید بیش‌ازاندازه دقیق باشید. هر چیزی که به نظرتان ایراد دارد را پیدا و برطرف کنید. به دنبال گرفتن فیدبک‌های منفی باشید به‌خصوص از طرف دوستانتان.

انتقاد می‌تواند تلخ و آزاردهنده باشد؛ به‌ویژه اگر تمام زندگی خود را فدای کاری کرده باشید و تمام توانتان را معطوف حرفه یا ایده‌تان؛ اما در پایان کار انتقاد می‌تواند بسیار شیرین هم باشد چون در درازمدت قطعاً فواید بسیاری به دنبال خواهد داشت. انتقاد به شما کمک می‌کند تا بهتر شوید و همه‌چیز را از بیرون ببینید چون بیشتر ما عادت داریم این موضوع را فراموش کنیم. ولی خیلی از بزرگان روی این مسئله تأکید دارند که برای بزرگ بودن باید از بیرون به قضایا نگاه کرد. این کار باعث می‌شود تا روزبه‌روز بهتر شوید و پیشرفت کنید

علاقه ایلان ماسک به مطالعه

ایلان ماسک از کودکی علاقه فراوانی به مطالعه زیاد داشت، تقریباً هر چیزی که به دستش می‌رسد می‌خواند و یاد می‌گرفت کتاب خواندن کمک می‌کند تا دایره مهارت شما گسترش پیدا کند؛ دانشتان افزایش یابد و باهوش‌تر شوید. شاید از عادت کتاب خواندن ایلان ماسک مهم‌ترین نکته‌ای که می‌توان آموخت یادگیری مداوم است. هیچ‌وقت نباید از یادگیری دست برداشت.

نظریه ایلان ماسک در مورد شکست

به عقیده او شکست یکی از گزینه‌های پیش روست، نباید از آن غافل ماند و اما نباید بگذاریم سد راهمان شود او شرکت ایکس باکس را با این پیش‌شرط شروع کرد که اگر ۱۰۰ میلیارد دلار خرج کنیم و به موفقیتی نرسیم دست از کار می‌کشیم و آن‌جا پایان راه خواهد بود. ولی بعد از دو تلاش ناموفق و صرف حدود ۶۰ میلیون دلار؛ مرتبه سوم به نتیجه‌ای که می‌خواست رسید. پس همیشه شکست را برنامه‌ریزی کنید؛ آن‌ها در نظر بگیرید. زمانی که اهدافتان را برای رسیدن به موفقیت تعیین می‌کنید؛ زمانی را در نظر بگیرید که اگر تا آن موقع موفق نشدید بایستید و قبول کنید که شکست‌خورده‌اید.

ایلان ماسک معتقد است که شکست یکی از گزینه‌های پیش روی شما است. اگر هیچ‌چیز خراب نمی‌شود و مشکلی پیش نمی‌آید تنها یک معنی دارد: به‌اندازه کافی نوآوری و خلاقیت ندارید.

بررسی استراتژی‌های توسعه و تبلیغات فورد

شرکت فورد برای سال‌های متمادی رهبر پیشرو در دنیای خودرو بوده‌ است. فرهنگ اولویت دادن به شایستگی‌ها، ایجاد اولین واحدهای R&D، اهمیت فراوان به همه‌ی ابعاد تبلیغات و ارتباط با مشتری و… باعث شد فورد همواره نشانی از اطمینان دادن و قدرت به مشتری باشد و جایگاه خود به عنوان غول خودروسازی را در ذهن ‌ها حفظ کند. در این مقاله سروش سیما به بررسی استراتژی‌های توسعه و تبلیغات فورد می‌پردازد.

هنری فورد، نوآور و متفکر در دنیای خودروسازی

شاید لقب فیلسوف برای هنری فورد درست نباشد. اما او بی شک از معدود متفکرانی است که بعنوان یک آموزگار  پایه گذار صنعت خودرو سازی بوده است.

هنری فورد در سال ۱۸۶۳ در دهـکده‌ای اطراف میشیگان به دنیا آمد، پدراو بعد از اتمام  تحصیل  از او خواست به کار کشاورزی بپردازد. اما هنری فورد علی‌رغم قبول آن در ابتدا به جای علاقه به کار کشاورزی به مکانیزم گاوآهن علاقه مند شد. شیفتگی او به دنیای مکانیک باعث شد در اولین فرصت به شهر ديتـرويت‌ رفت و در شـرکت برق اديسون به عنوان مهندس و تکنيسين مـشغول‌  به کـار شد‌. علاقه و مطالعه تکنولوژی‌های جدید مکانیکی اختراع اولین کالسکه بدون اسب را در سال ۱۸۹۶ توسط او به دنبال داشت.

بررسی استراتژی‌های توسعه و تبلیغات فورد

هنری فورد به دلیل هوش ذاتی در تفکر صحیح همچنین هنر متقاعد‌کردن دیگران به سرعت توانست حتی بعد از دو بار شکست در خودروسازی در سال ۱۹۰۳ سرمایه‌گذاران را به سرمایه گذاری مجدد بر طرحش ترغیب کند. اولین مدل  فورد به نام  T FORD در سال ۱۹۰۷  با قیمت۸۲۵  دلار به بازار آمد و تا سال ۱۹۲۷ به تولید جهانی ۱۵،۴۵۸،۷۸۱ رسید.

فورد نخستین خطوط مجازی با قابلیت قطعات قابل تعویض را در کارخانه میشیگان عملیاتی کرد. این نوآوری منجر به موج بزرگی  در بازار و ارتقا مزیت‌های  رقابتی در شرکت فورد گردید.او که  دارای ذهنیتی انقلابی و پیشرو بود  و همواره متفاوت فکر می‌کرد روش‌های جدیدی  برای افزایش کارآیی کارکنان و حمایت از آن‌ها را به کار برد. برای مثال  او   شروع به پرداخت ۵ دلار در روز برای روزهای کاری هشت ساعته به جای ۹ ساعت در روز با مبلغ  ۲٫۳۴ برای ۱۵،۰۰۰ تن از کارکنان کرد.

امروزه شرکت فورد، در سراسر جهان ۱۰۸ کارخانه دارد. عرضه کننده ۹ برند فورد، لینکلن، مرکوری، جگوار، استون مارتین، مزدا، ولوو، لندرور، رنجرور و ادسل در بازارهای آمریکای شمالی و سراسر جهان است .

بررسی استراتژی‌های توسعه و تبلیغات فورد

دیگر رهبران فورد

Lord Alex Trotman به عنوان رئیس هیئت مدیره و مدیر اجرایی فورد که در سال ۱۹۹۳ منصوب شد پس از افت فورد با ضرر ۷میلیاردی، حیاتی دوباره به آن بخشید. سر انجام  در اثرتلاش‌های او سهام فورد از ۱۱۴۵ دلار به ۳۲۲۵ دلار در سال ۱۹۹۸ رسید و با متمرکز سازی کارخانه های فورد در سراسر دنیا به کاهش هزینه‌ها دست زد. اما برخی کارهای او در راستای یکپارچگی مثل جایگزینی قطعات موجب  کاهش ۱۰  دلاری سهام فورد شد و نهایت در سال ۲۰۰۰ موجب استعفای او شد.

مدیر عامل بعدی Nasser  Jacques بر روی مدل‌های جدید تجارت تمرکز کرد او با سیاست‌های صرفه جویی و تعطیلی کارخانه‌هایی که بیش از اندازاه انرژی مصرف می‌کردند، استراتژی مقدماتی برای تنظیم هزینه‌ها در بین تمام مدل‌های اتومبیل (ماژول‌های مختلف)  بنا نهاد. شرکت فورد با ایجاد پایگاه مدیریت ریسک RiskMetrics  به بررسی ریسک‌های عملیاتی،بازار و شراکت و… به طور سالانه پرداخت. این پایگاه قابل پیش بینی ریسک‌های آینده  بود و بدین ترتیب فورد را در عملیات اجراییش موفق تر از قبل ساخت  فورد توانست این بار  با بررسی ابعاد مختلف احتمال ریسک نمایندگانی شایسته و خود مختار در کشورها  انتخاب کند.

 استراتژی های توسعه فورد

۱٫ استراتژی های عملیاتی فورد:

هنری فورد برای قدرت گرفتن کارخانه‌های خود در سراسر دنیا از یکپارچگی عمودی  رو به بالا استفاده کرد به گونه‌ای که تمامی تامین کنندگان از معادن زغال سنگ وآهن و…راخرید و با این کار هم خطای مواد و هم هزینه‌های آنها را کاهش داد. اما در دهه ۷۰، با افزایش رقبا بویژه قدرت گرفتن کارخانه‌های ژاپنی ، فورد به این نتیجه رسید با وارد کردن قطعات از کارخانه‌هایی که در خارج از کشور تولید می‌شوند هزینه‌ها به طور قابل توجهی کاهش می‌یابند.

فورد با تشکیل تیم‌های کوچک و تخصصی به دنبال ایجاد استراتژی‌هایی برای بهینه‌سازی خطوط تولید و ایجاد خط مونتاژمنعطف بود. به دنبال قدرت دادن به زنجیره های تامین به دنبال استراتژی تک تامین کننده رفت علی رغم  اینکه این کار قیمت ها را بالا برد. به تثبیت موقعیت رقابتی و سود فورد انجامید.

۲٫ استراتژی عمومی(مدل پورتر) شرکت فورد:

استراتژی عمومی فورد در طول زمان تغییر کرد. در ابتدا، استراتژی عمومی ford، رهبری هزینه بود. این استراتژی عمومی، مزیت رقابتی تجاری را بر اساس کاهش هزینه و قیمت پایین برای جذب مشتریان، پشتیبانی می کرد. در اوایل دهه ۱۹۰۰، دیدگاه فورد این بود که خودروهای خود را برای کارگران آمریکایی مقرون به صرفه کند. برای اعمال این استراتژی عمومی، شرکت روش خط مونتاژ را برای به حداقل رساندن هزینه ها و به حداکثر رساندن بهره وری توسعه داد.این شرکت موفق به جذب مشتریان بسیاری بر اساس این استراتژی عمومی شد

۳٫ نفوذ در بازار:

این استراتژی فشرده شامل فروش بیشتر به مشتریان فعلی برای رشد تجاری است. فورد استراتژی نفوذ در بازار را با افزایش تعداد نمایندگی‌های خود و افزایش حجم فروش اعمال می‌کند. استراتژی رشد فزاینده با اهداف استراتژیک افزایش نگهداشت مشتری و افزایش فزاینده به مشتریان موجود پی‌گیری می‌شود.

۴٫ توسعه محصول:

فورد به کمک تجربه طولانی در خودرو‌سازی در تلاش بوده تا فناوری و زیبایی در طراحی، نقطه قوت محصولاتش باشد. فورد این استراتژی رشد را از طریق سرمایه‌گذاری‌های تحقیق و توسعه برای  ایجاد نوآوری محصولات جدید مانند Ford Focus Electric اعمال می‌کند. در دنیای ماشین‌های هیبریدی فورد فیوژن ۲۰۱۷،  ۶۱۰ مایل (۹۸۱ کیلومتر) را تنها با یک‌بار شارژ می‌پیماید ایجاد کرد و تا سال ۲۰۲۰  با سرمایه گذاری ۱ میلیاردی به عرضه ۱۳ خودروی الکتریکی روی خواهد آورد همچنان به سرمایه گذاری در ویژگی های بخش ایمنی و مزایای زیست محیطی  در خودروهی خود ادامه میدهد.

بررسی استراتژی‌های توسعه و تبلیغات فورد

۵٫ توسعه بازار:

استراتژی ford بر گسترش بازارها فراتر از آنهایی است که محصولات فعلی فروخته می شود. این شرکت به منظور افزایش توسعه بازار، با توجه به نیاز و فرهنگ بازار جدید را درک می‌کرد و برای تسهیل  توسعه بازار خود از سال شروع به ۱۹۱۱ ساختن کارخانه در انگلستان کرد و اکنون در بیش از ۱۰۸ کشور دنیا کارخانه دارد. روسای فورد با تمرکز اصلی باید بر روی کیفیت با حداقل هزینه در مقایسه با رقبا، برای جذب بازارهای جدیدتر مانند چین، هند، هنگ کنگ و غیره  ریسک ورود به بازار را همواره می پذیرند.

۶٫ ادغام:

ford مرتباً به دنبال قدرت نمایی در جهان است. به عنوان مثال شرکت فورد در سال ۱۹۸۹ شرکت خودروسازی جگوار کارز و در سال ۲۰۰۰ شرکت لندرور را خریداری نمود، اما  به دلیل کاهش سودآوری آن‌ها  در سال ۲۰۰۸ هر دو را به شرکت هندی تا موتورز فروخت.  همچنین فورد بین سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۰ مالک شرکت سوئدی ولوو نیز بود.

۷٫ تمرکز:

استراتژی تمرکز بر بازار ford از طریق  حفظ  ارتباط با مشتریان و بهبود خدمات نمایندگی ها شناخته شده  است و این شرکت  تلاش می‌کند با  تمرکز  بر نیازهای مشتریان جایگاه خود را حفظ  کند. به عنوان مثال  فورد با ارائه خودروهای کوچک جهانی Fiesta و Fusion خودروهای متوسط و خدماتی، برای دستیابی به نمونه های متعادل جهانی تر، تمرکز می‌کند.

استراتژی‌های تبلیغات فورد

اساس روش بازاریابی فورد بر نیا‌زهای مصرف کنندگان در مناطق مختلف جهان بنا شد.  فورد با تمرکز برروی خواست آن‌ها و تولید بر اساس نیازهای آنها توانست بر بازارهای آنها نفوذ کند و به شکل اعجاب آوری جهانی شود.

فورد از استراتژی‌های تبلیغاتی متفاوت استفاده می‌کند تا مرز بازاریابی خود را بر روی رقبا حفظ کنند و یکی از ۲۰ شرکت برتر در رسانه‌ها است. استراتژی تبلیغات فورد دارای ۲ بعد تبلیغات مستقیم و غیرمستقیم است. تبلیغ مستقیم  مانند رسانه‌های جمعی مثل تلویزیون، روزنامه‌ها، رادیو و غیره است. و تبلیغ غیر مستقیم  تبلیغاتی مانند حمایت مالی، نشان دادن، تخفیف برای نمایندگی مجاز و فعالیت های ارتقاء فروش است .علی رغم  اینکه در طول رکود اقتصادی، شروع به کاهش هزینه‌ها در بودجه تبلیغاتی خود کرده بود  و تمام تبلیغات  مستقیم خود را لغو کرد اما از  طریق سازماندهی کمپین های تبلیغاتی و با حمایت‌های طولانی مدت و  منظم از رویدادهای ورزشی همواره در یادها ماند.

در سال ۲۰۱۳ شرکت ford برای اینکه بتواند مدل‌های جدید خودروهای خود را به بازار و مشتریان عرضه کند مبالغی در حدود ۲٫۶ میلیارد دلار را صرف تبلیغات کرده است. ۸۰۰ میلیون دلار از این میزان بودجه فورد صرف تبلیغات تلویزیونی شده است. میزان بودجه ای که فورد برای تبلیغات در سال ۲۰۱۳ در نظر گرفته بود حدوداً ۱۳ برابر میزان بودجه تبلیغات سال ۲۰۱۲ این شرکت بوده است.

برند فورد، اطمینان دهنده به مشتریان

برند ford ساده، قدرتمند و پایدار است و در جهان رو به تغییر  همواره هدایتگر بوده است. لوگو و نام تک سیلابی ford به سبب آسانی همواره در ذهن‌ها بوده است. لوگو بیضی شکل و آبی ford نشان از صعود و قابلیت اعتماد و تعهد بخش به خصوص قابلیت اطمینان از لحاظ مالی برای مشتریان دارد.

بررسی استراتژی‌های توسعه و تبلیغات فورد

فورد دارای بهترین ثبات برند، استراتژی محصول و اجرا است. ford به مشتری گوش‌داده و بر اساس نیاز وی، محصولی را تولید می‌نمایند تا جایی که مدیرعامل این شرکت از طریق شبکه‌های اجتماعی با مشتریان در تعامل است.

تبلیغات فورد

اولین آگهی‌های تبلیغات فورد نشان از هوش بازاریابی هنری فورد داشت:

ساخت و فروش اتومبیلی که به ویژه برای استفاده روزمره شغلی، حرفه‌ای و خانوادگی طراحی شده است، ماشینی که به خاطر فشردگی و جمع و جور بودن به طور یکسان از سوی مردان، زنان و کودکان مورد پسند و تحسین قرار گیرد. سادگی، ایمنی، آسایش همه جانبه و بالاتر از همه بهای فوق‌ العاده مناسب آن، آن را در دسترس هزاران نفری قرار می‌دهد که هیچ‌ گاه نمی‌توانستند در مورد پرداخت قیمت‌ های افسانه‌ ای که برای اغلب ماشین‌ ها خواسته می‌ شود، حتی فکر کنند.

همچنین بیلبورد به یاد ماندنی  و جذاب فورد از خودرو ماستینگ در یادها ماند. این بیلبورد با جزئیات متحرک از بهترین بیلبورد‌های تبلیغاتی جهان شناخته شد. کانسپتی که به درستی به محصول گره می خورد، توجه می گیرد و دیده می‌شود.

حضور فورد در شبکه های اجتماعی

شرکت ford همواره با پیام های تعاملی و انسانی  با مخاطبان خود در ارتباط است. به گونه‌ای که در تمامی شبکه‌های اجتماعی حضور بسیاری فعال، صمیمی و شگفت آور  دارد.

برای مثال در شبکه اجتماعی Vine که تنها می‌تواند ویدئو ۶ ثانیه‌ای بگذارد لحظه‌های بسیار جذاب  و شگفت آور ازخودرو های خود می گذارد. جالب است بدانید فورد در شبکه اجتماعی Tumblr که برای نوجوانان است هم فعالیت دارد و از این طریق برای تاثیر گذاری بر نسل آینده فعالیت می‌کند. در  Twitter با ارائه عکسها و جملات کوتاه ومتاثرکننده  با مخاطبان که نشان از درک بالای کارشناسان تبلیغاتش دارد بسیار دقیق عمل می کند.

صفحه Facebook رقم شگفت آور ۲٫۲ میلیون فالوور را دارد. فورد  در یکی از کمپین های تبلیغاتیش  از هواداران خود خواست عکسی از آسفالت نامناسب جاده ها بگیرند و در صفحه خود انتشار دهند با این کمپین ساده به مخاطبان یادآور شد که کیفیت بد آسفالت ها ممکن است به خودروها آسیب بزند. فعالیت فورد در Facebook  ساده و صمیمی همراه با احترام است و به تمامی کامنتهای مخاطبان پاسخگو است.در Instageram با انتشار عکس‌های خلاق و جذاب که برای اولین بار منتشر شده اند، مخاطبان را  همیشه مشتاق دیدن کمپین‌های خود می‌کند.

یک کمپین تبلیغاتی ford در حوزۀ PSA که مورد توجه بسیاری قرار گرفت و در اینستاگرام منتشر شد. تصویر منتشر شده از عابران در حال عبور از خیابان از زاویه دید رانندگان است به طوری که قلب معروف اینستاگرام که همان نشانۀ لایک کردن تصویر است، در مرکز تصویر قرار گرفته و باعث شده عابرپیاده‌ای که در معرض خطر است دیده نشود.

این کمپین جذاب رساننده مفهوم خطای دید و یک لحظه نادیده گرفتن عابران است. جنبه تصویری به یاد ماندنی آن، استفاده درست از قابلیت بصری رسانه و با یک شعار قوی این کمپین تبلیغاتی در ذهن مردم ثبت می‌شود.

حضور فورد در شبکه های اجتماعی

آمانسیو اورتگا، دومین ثروتمند جهان و مالک برند زارا (ZARA)

شرکت زارا سومین فروشگاه زنجیره ای کفش و لباس جهان را در اختیار دارد و موسس آن پیژامه‌دوز سابق و باربر یک مغازه لباس فروشی و دومین فرد ثروتمند جهان در سال ۲۰۱۶، به نام آمانسیو اورتگای اسپانیایی است. شاید برای خیلی ها عجیب باشد در دنیایی که مد، لباس و کفش از ایتالیا و فرانسه نشات می گیرد، سومین عرضه کننده ی کفش و لباس جهان یک اسپانیایی است.

لباس

زارا در سال ۱۹۷۵ تاسیس شد و کار خود را از شهر ارتشیو در گالیسیا آغاز کرد. زارا در واقع سرگروه فروشگاه‌های زنجیره‌ای ایندیتکس به حساب می‌آید که یک مجموعه بزرگ نساجی و طراحی اسپانیایی و بزرگ‌ترین گروه مد جهان است و به جز زارا مالک برندهای دیگری مانند ماسیمو دوتی، پول اند بر، اویشو، استرادیواریوس و برشکا هم هست.

 

لباس

لباس

استراتژی زارا (برند کفش و لباس)

یک استراتژی جذاب در روند پیشرفت زارا این است که این کمپانی قادر است یک محصول را در طی تنها دو هفته از مرحله‌ی طراحی به ویترین فروشگاه برساند و همین باعث کوتاه‌تر شدن چرخه‌ی عمر محصول به مفهوم “موفقیت بیشتر در رضایت مشتری” می‌شود. به این معنی که اگر فروش یک طرح در مدت زمان یک هفته خوب پیش نرفت، به سادگی از فروشگاه‌ها جمع‌آوری شده، سفارش‌هایش لغو می‌شوند و طرح‌های جدید به سرعت جایگزین آن خواهند شد.

فروش اینترنتی زارا یکی از بهترین خدمات پس از فروش را دارد. تمامی محصولات بر روی وبسایت زارا به همان قیمت فروشگاه‌ها قابل سفارش دادن است و در بسته‌بندی بسیار شیک برای مشتری فرستاده می‌شود. تمامی خریدهای شما چه از فروشگاه‌ها و چه از فضای مجازی قابل عودت بوده و می‌توانید به راحتی آنها را مرجوع کنید.

ارتباط مستقیم بگیر

یکی از دلایل این سرعت عمل در محصولات زارا، ارتباط مستقیم فروشگاه‌ها و دفاتر این برند با مردم است. هر روز سیل عظیمی از تماس‌ها و ایمیل‌ها که حاوی نظرات و درخواست‌های مختلف هستند از طرف فروشگاه‌ها به سردفتر زارا سرازیر می‌شود، همچنین گروه تحقیقات بازار بسیار فعال بوده و دائما در خیابان‌ها، کنفرانس‌ها، جشن‌ها و دانشگاه و تمام نقاط شهر، در حال بررسی و بازدید از نوع پوشش افراد و نیازها و درخواست‌های آنها هستند و اغلب به راحتی حدس می‌زنند مردم چه می‌خواهند و سپس به سرعت در مورد طراحی و انتخاب پارچه تصمیم‌گیری می‌کنند و در نهایت با کمترین اتلاف وقت، سرمایه‌گذاری شده و فرآیند برش الگو شروع می‌شود.

سپس بخش توزیع بسیار قوی زارا در کمتر از ۷۲ ساعت لباس‌های مورد نظر را در فروشگاه‌ها روی رگال قرار می‌دهد. قابل یادآوری است که زارا در سال ۱۲هزار مدل ارائه می‌دهد و هر هفته دوبار فروشگاه‌هایش را با محصولات جدید پر می‌کند.

سیاست‌های تبلیغ و فروش 

در بخش تبلیغ، Zara زارا عموما محل‌های پر رفت‌و‌آمد را برای نشان دادن خود انتخاب می‌کند البته در مجموع این شرکت به صرف هزینه‌های زیاد برای تبلیغ اعتقاد ندارد و این هزینه را صرف انجام امور اجرایی و بالابردن تنوع و کیفیت محصولاتش می‌کند.

عنوان شده که زارا تنها ۳‌/۰ درصد از فروشش را صرف تبلیغ می‌کند که در مقایسه با رقم ۳/۵‌درصدی رقیبانش عدد کمی به حساب می‌آید. در خصوص حوزه فروش و حراجی‌ها، zara زارا سیاست‌های زیرکانه خود را دارد، تنوع محصولات و دیگر سیاست‌های زارا موجب شده تا تنها ۱۸‌درصد محصولاتش در فصل مقرر به فروش نرود و مجاب شود تا آنها را در حراجی‌ها بفروشد، این میزان هم در مقایسه با ۳۵‌درصد حراج محصولات رقبا عدد بهتری است. زارا تنها دو بار در سال، آن هم مدت زمان کمی، حراج دارد.

دانیل پیت، مدیر برند “لویی ویتون” در توصیف زارا می‌گوید: زارا نوآورانه‌ترین و ویرانگرترین فروشگاه‌ زنجیره‌ای مد در جهان است. همچنین شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان شرکت زارا را به عنوان “داستان موفقیت اسپانیایی” توصیف می‌کند

لباس

نویسنده داستان موفقیت اسپانیایی کیست 

پدر آمانسیو، یک کارگر راه‌آهن و مادرش خدمتکار بود. او هیچ وقت تحصیلاتش را ادامه نداد. اورتگا که به دلیل شغل پدرش به همراه خانواده در ۱۴ سالگی به شهر لاکرونیا نقل مکان کرده بود، در این شهر به عنوان پیک برای یک فروشگاه لباس فروشی که برای افراد ثروتمند لباس تولید می‌کرد و پس از آن در شغل‌هایی مثل دستیار پارچه‌فروشی و خیاطی مشغول به کار شد. اورتگا با دیدن اینکه هزینه‌های تولید پوشاک از مرحله طراحی به کارخانه و فروشگاه‌ها چطور افزایش می‌یابد،‌ به اهمیت تحویل بدون واسطه محصولات برای کاهش هزینه‌ها پی برد. او سال‌ها بعد، این استراتژی را با موفقیت بسیار در زارا پیاده کرد. هدف او از این کار، تحت کنترل داشتن تمام مراحل تولید به منظور کاهش هزینه‌ها و دستیابی به سرعت و انعطاف‌پذیری در تولید و تحویل بود.

در اوایل دهه ۱۹۶۰ اورتگا، مدیر یک فروشگاه محلی لباس شد که تنها تعداد کمی از افراد ثروتمندتر آن منطقه از عهده خرید لباس‌های گران آن فروشگاه بر می‌آمدند. بنابراین او با خرید پارچه‌های ارزان‌تر در بارسلونا و برش دستی آنها با استفاده از الگوهای مقوایی شروع به تولید لباس‌هایی با قیمت پایین‌تر کرد و آنها را در فروشگاه‌های محلی به فروش رساند. او از سود حاصل از این کار برای راه‌اندازی اولین کارخانه تولید پوشاک خود که بعدا تبدیل به زنجیره فروشگاه‌های معروف مد در دنیا؛ یعنی زارا (ZARA) شد، در سال ۱۹۷۵ استفاده کرد. زارا به زودی به خاطر فروش محصولات با قیمت مناسبی که توسط طراحان با قابلیت در صنعت مد طراحی شده بودند، شهرت یافت. نخستین گزارش سالانه شرکت، هدف اورتگا را به این صورت بیان می‌کند: “هدف زارا دموکراتیک کردن صنعت مد بود. برعکس این ایده که مد را به عنوان امتیاز خاصی برای افراد خاصی در نظر می‌گیرد، ما صنعت مد را در محصولاتمان به شکلی ارائه می‌کنیم که برای تمام مردم در دسترس بوده و از سلیقه‌ها، علایق و نحوه زندگی زنان و مردان الهام می‌گیریم.”

در حال حاضر  زارا حدود ۱۶۷۱ فروشگاه در ۳۷ کشور جهان دارد که اسپانیا با ۳۶۴ فروشگاه در جایگاه اول و فرانسه با ۱۰۳ فروشگاه در رده‌ی دوم قرار دارد. پرتغال، ایتالیا، آلمان و بریتانیا دیگر بازارهای کلیدی زارا را تشکیل می دهند. همچنین “آمانسیو اورتگا،” ۷۶ ساله مؤسس شرکت ایندیتکس و مالک فروشگاه های زارا با   ۶۷ میلیارد دلار ثروت در سال ۲۰۱۶ به عنوان دومین فرد ثروتمند جهان و ثروتمندترین فرد در اسپانیا معرفی شده است.

جردن بلفورت، از ۲۲ ماه زندان تا یکی از بزرگ‌ترین مدرسان بازاریابی دنیا

جردن بلفورت، از 22 ماه زندان تا یکی از بزرگ‌ترین مدرسان بازاریابی دنیا

اکثر ما فیلم «گرگ وال‌استریت» با بازی لئونارد دیکاپریو را دیده‌ایم. فیلمی که از زندگی جردن بلفورت اقتباس شده است. فردی که از هیچ شروع کرده بود، در ۲۵ سالگی میلیونر شده بود و در سی‌وچند سالگی، همه‌چیز از کاخ گرفته تا جت شخصی، قایق شخصی، نگهبانان مسلح و …. را داشت. اما خوشی‌های او دوام چندانی نیافت و به جرم تقلب و کلاه‌برداری در بازار سهام به ۲۲ ماه زندان و پرداخت ۱۱۰ میلیون دلار جریمه محکوم شد. همچنین تا آخر عمر از حضور در وال‌استریت منع شد!

سهام

کودکی تا دانشگاه جردن بلفورت

جردن راس بلفورت در ۹ ژوئیه ۱۹۶۲ (۱۸ تیرماه ۱۳۴۱) در محله کوئینزلند نیویورک متولد شد. بلفورت در نوجوانی توانست با فروش بستنی یخی در کنار یک ساحل محلی، ۲۰ هزار دلار درآمد کسب کند. وی برنامه داشت که با این پول دندانپزشکی بخواند. به دانشکده‌ی دندان‌پزشکی مریلند رفت و در آنجا ثبت‌نام کرد. در روز اول، وقتی رئیس دانشکده برای ورودی‌های جدید سخنرانی می‌کرد، گفت: «دوران طلایی دندان‌پزشکی به سر آمده است، اگر شما اینجا هستید تا بتوانید به‌راحتی پول دربیاورید، شما در جای اشتباهی ایستاده‌اید»

همین جمله برای جردن بلفورت کافی بود تا او قید دندان‌پزشکی را زده و از همان روز اول دیگر به دانشگاه نرود!. با پس‌انداز پولی که از فروش بستنی یخی به دست آورده بود، ۴ ماه در شهر مریلند زندگی کرد و به خانواده‌اش چیزی نگفت. پس از تمام شدن پولش به خانه‌ی پدری بازگشت و گفت که قصد ندارد دندان‌پزشکی بخواند و می‌خواهد فروشنده شود، فروشنده‌ی گوشت و ماهی. جمله‌ای که پدر و مادرش را تا مرز جنون برد!

از ورود به بازار سهام تا 22 ماه زندان

از ورود به بازار سهام تا ۲۲ ماه زندان

هرچند فروشندگی خانه به خانه‌ی گوشت و ماهی برای جردن بلفورت، پیشرفت بسیار خوبی داشت و او توانست چندین نفر را استخدام کند و در یک هفته بیش از ۲۳۰۰ کیلوگرم گوشت گوساله و ماهی بفروشد، اما در آخر ورشکست شد. در اینجا بود که با پیشنهاد دوستش به بازار سهام رفت و در آنجا مشغول به کار شد.

وی شرکت استراتون آکمونت را پایه‌گذاری کرد و با بازی دادن مردم، سهام کم‌ارزش را به قیمت‌های کذایی می‌فروخت. وی از این طریق توانست پول‌های کلانی به جیب بزند و بیش از ۱۰۰۰ دلال سهام را استخدام کند. زندگی عیاشانِ او شروع‌شده بود و پایانی بر آن تصور نمی‌شد. مصرف بی‌رویه مواد مخدر، مهمانی‌های بی‌پایان، استخدام و پرتاب کوتوله‌ها در مهمانی‌ها برای خوش‌گذرانی و … جزیی ثابت از زندگی وی شده بودند.

درنهایت، ماموران اف‌بی‌آی و بازرسان بورس پس از ۱۰ سال تحقیق به کلاه‌برداری‌ها و پول‌شویی‌های وی پی بردند و جردن بلفورت به ۲۲ ماه زندان محکوم شد. همسر وی در همان روز او را ترک کرد و حضانت بچه‌ها را بر عهده گرفت. او در یک روز تمام زندگی‌اش را از دست داده بود.

اما این پایان راه برای او نبود.

سهام

زندان جردن بلفورت

زندان جردن بلفورت

جردن بلفورت به جرم کلاه‌برداری و فریب مردم به ۴ سال زندان محکوم شد که از این ۴ سال، ۲۲ ماه آن را در زندان سپری کرد. در زندان با تامی چانگ آشنا شد و او جردن را تشویق کرد تا زندگینامه خود را به نگارش درآورد.

جردن دو کتاب از زندگی‌نامه خود نوشت که یکی از آن‌ها به نام گرگ وال‌استریت در بیش از ۴۰ کشور جهان چاپ شده و به ۱۸ زبان زنده دنیا نیز ترجمه‌شده است. از زندگینامه وی دو فیلم ساخته شده است که آخرین آن در سال ۲۰۱۳ با عنوان the wolf of wall street با بازی لئوناردو دیکاپریو و کارگردانی مارتین اسکورسیزی تهیه شد. دیکاپریو موفق شد با این فیلم برنده‌ی جایزه‌ی گلدن گلوب شود اما از دستیابی به جایزه اسکار باز ماند، هرچند خیلی از ناظران او را شایسته دریافت این جایزه می‌دانستند.

زندگی پس از زندان جردن بلفورت

زندگی پس از زندان جردن بلفورت

خود جردن بلفورت می‌گوید تنها موردی که به او کمک می‌کرد تا در زندان دوام بیاورد، عشق به فرزندانش بود. به خاطر آن‌ها مصرف شدید مواد مخدر را ترک کرد و سعی کرد اشتباهاتش را درگذشته جبران کند.

حالا چه‌کاری می‌توانست انجام بدهد؟ او تجربه و توانایی خارق‌العاده‌ای در سخنوری داشت.

در حال حاضر او سیمنارهای خارق‌العاده‌ای برگزار می‌کند و در آن نحوه‌ی فروشندگی را شرح می‌دهد. فلسفه‌ی The straight line استراتژی او در فروش است. جردن بلفورت بابت هر سری از این سیمنارها بین ۳۰ تا ۱۰۰ هزار دلار درآمد کسب می‌کند. او در این آموزش‌ها توضیح می‌دهد که چگونه مشتری را ترغیب کنید و او را راضی کنید. از نحوه‌ی لحن صدایتان گرفته تا متنی که از روی آن می‌خوانید. از نحوه‌ی حرکات بدنتان گرفته تا نحوه‌ی راضی کردن مشتری.

اما او یک‌چیز را صریحا توضیح می‌دهد و بسیار بر روی آن تاکید می‌کند. از این آموزش‌ها برای کلاه‌برداری از مردم استفاده نکنید!!. هرچند می‌توانید مردم را با این آموزش‌ها خام کنید، همانند کاری که خود وی در دهه ۹۰ میلادی انجام می‌داد، اما از این فنون برای زدن جیب مردم استفاده نکنید!. بلکه برای بهترین‌ها کار کنید، خدمات‌تان را به مردم بهتر معرفی کنید تا بتوانید در ۶۰ روز حجم فروشتان را چند برابر کنید.

سهام